تجزیه و تحلیل نقطه کور – Blind-Spot Analysis

تجزیه و تحلیل نقطه کور – Blind-Spot Analysis

در هر صنعتی صرف نظر از سمت شغلی باید قضاوت های زیادی انجام داد. این اقدامات، که می‌توانند بزرگ یا کوچک باشند، می‌توانند روی بسیاری از چیزها تأثیر بگذارند و تأثیر مهمی در ارتقا یا تنزل رتبه شرکت داشته باشند.

تجزیه و تحلیل نقطه کور (Blind-spot Analysis) یک مفهوم بسیار جالب در رابطه با تصمیم گیری به خصوص در زمینه کسب و کار است. موارد زیادی در تاریخ وجود دارد که متفکرانه ترین تصمیمات اتخاذ شده توسط مشاغل درجه یک منجر به سقوط آنها شده است.

تحلیل نقطه کور به اشتباهاتی که در چنین مواردی مرتکب شده اند می پردازد. اکنون ببینیم چگونه تجزیه و تحلیل نقطه کور بر کسب و کار ما تأثیر می گذارد.

به این منظور، ما بر روی موضوعات زیر تمرکز خواهیم کرد:

  • تجزیه و تحلیل نقطه کور چیست؟
  • تجزیه و تحلیل نقطه کور در تجارت
  • اهمیت و کاربرد تحلیل نقطه کور

تجزیه و تحلیل نقطه کور چیست؟

تجزیه و تحلیل نقطه کور روشی برای کشف باورهای اشتباه یا قدیمی است که ممکن است تصمیم گیری سازمانی را خراب کند. این یک فرآیند ارزیابی سیستماتیک است که فرآیند تصمیم گیری را آسان تر و کارآمدتر می کند.

تجزیه و تحلیل نقطه کور مشکلات ناشی از تعصب یا سوء تفاهم را آشکار می کند، در حالی که اکثر چارچوب های تصمیم گیری رفتار منطقی و عینی را تشویق می کنند.

تاریخچه تحلیل نقطه کور:

این عبارت توسط اقتصاددان آمریکایی مایکل پورتر برای توصیف حکمت و مفروضات قدیمی که زیربنای طرح تجاری یک شرکت است و در عین حال مانع از شکوفایی ایده های جدید و مدرن می شود، استفاده شد.

باربارا ورتهایم تاچمن، روزنامه‌نگار و مورخ آمریکایی این عبارت را در سال ۱۹۸۴ در کتاب خود “راهپیمایی حماقت” ابداع کرد. او اشاره می‌کند که تجزیه و تحلیل نقطه کور، سیاست‌ها و تاکتیک‌هایی را نشان می‌دهد که مفروضات آنها به وضوح نادرست بود و اکنون توسط دیگران به عنوان سوگیری در نظر گرفته می‌شود. سرانجام، بنجامین گیلاد، روانشناس و فیلسوف آمریکایی، در کتاب «نقاط کور کسب و کار»، روشی سه مرحله ای برای کشف نقاط کور ایجاد کرد.

کسب‌وکارها می‌توانند از این روش برای جایگزینی باورها و فرضیات ریشه‌دار و قدیمی با واقعیت، افکار و عقاید مدرن استفاده کنند. این تضمین می کند که انتخاب های آنها موثرتر است.

اهمیت تجزیه و تحلیل نقطه کور:

تجزیه و تحلیل نقطه کور در درجه اول برای تصمیم گیری در سطح مدیریت سازمان در نظر گرفته شده است و هم دولت و هم کسب و کارها را در نظر می گیرد. با وجود اینکه اکثر مدیران سطح بالا تحصیل کرده و ماهر هستند، اما در خلاء کار می کنند و ارتباط مستقیمی با همه کارکنان خود ندارند. در نتیجه این عدم ارتباط، آنها به جای در نظر گرفتن گزینه ها و دیدگاه های جایگزین، بر اساس موقعیت قدرت خود قضاوت می کنند.

آنها توانایی محدودی برای تجزیه و تحلیل عمیق و حذف عوامل بالقوه دارند زیرا اکثر تصمیمات آنها بر اساس دانش واقعی و تجربه عملی است.

مرحله سوم در تجزیه و تحلیل نقطه کور، به ویژه، ابزار مفیدی برای اشاره به نقاط کور و باز کردن چشمان افراد است تا آنها یاد بگیرند که به مشکلات از دیدگاه جدیدی نگاه کنند. این امر منجر به تصمیمات استراتژیک قوی تر و موفق تر در دراز مدت خواهد شد. همچنین منجر به رضایت در محل کار می شود زیرا کارمندان در هر تصمیمی در مورد شرکت احساس می کنند دیده می شوند و مهم هستند.

اگرچه می توان این را یک عامل ثانویه در نظر گرفت، اما کارکنان کارآمد و شاد نیز باعث رشد شرکت می شوند.

کاربردهای آنالیز نقطه کور:

تجزیه و تحلیل نقطه کور عموماً برای تصمیم گیری استراتژیک استفاده می شود که کل سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد و مدت زمان طولانی تری را در بر می گیرد. این منجر به یک رویکرد سیستماتیک می شود که شامل سایر گروه ها و همکاران می شود تا بررسی کنند که آیا عناصر مهمی در فرآیند تصمیم گیری از قلم افتاده است یا خیر.

در نتیجه، بسیاری از دیدگاه‌های متنوع در انتخاب‌ها به کار می‌روند، و مدیریت ارشد ممکن است پرس و جو کند که آیا همه احتمالات به طور کامل تحلیل شده‌اند یا خیر. برای انتخاب، هر تعداد احتمالی که امکان پذیر است باید ارزیابی شود.

نقاط کور در تجارت چگونه ایجاد می شود؟

راه‌های زیادی برای بروز نقاط کور در هر تصمیمی وجود دارد، عمدتاً اگر مدیریت شرکت نسبت به مسائل مهم استراتژیک بی‌اطلاع باشد یا آن‌ها را در تصمیم‌گیری‌های خود اجرا نکند یا در انجام این کار تأخیر داشته باشد. برخی از مواردی که نقاط کور را آشکار می کند عبارتند از:

  1. مفروضات نامعتبر، مانند افسانه های شرکتی، تابوهای شرکتی، و سایر فرضیات بی چون و چرا.
  2. باور مداوم و کورکورانه که سرمایه گذاری همیشه ارزش یکسانی خواهد داشت.
  3. سود و زیان به جای اینکه به عنوان بخشی از یک تصویر گسترده تر از یک دیدگاه محدود ارزیابی شود، به صورت جداگانه ارزیابی می شود.
  4. اعتماد بیش از حد، شامل سوگیری تایید، توهم کنترل و این ایده که موفقیت قبلی موفقیت آینده را پیش بینی می کند.
  5. هنگامی که اطلاعات فیلتر می شوند، شکست به عنوان یک تجربه یادگیری درک نمی شود. این موضوع همچنین می تواند زمانی اتفاق بیفتد که طیف گسترده ای از دیدگاه ها در هنگام انتخاب در نظر گرفته نشود.
  6. استدلال قیاسی یا نتیجه گیری بر اساس حجم نمونه کوچکی از داده ها
  7. تفکر گروهی یا ذهنیت گله ای اثری است که در آن یک گروه گزینه ای کمتر از حد مطلوب را انتخاب می کند زیرا ایمن و محافظه کار هستند.

با پرهیز از اقدامات فوق، هر شرکتی می تواند از نقاط کور در تصمیم گیری های خود جلوگیری کند. اما گاهی اوقات عملاً نمی توان این مشکلات را از قبل شناسایی کرد. بنابراین یک تجزیه و تحلیل نقطه کور ۳ مرحله ای برای شناسایی نقاط کور در تجارت ابداع شد.

 انجام آنالیز نقطه کور:

روانشناس و فیلسوفی به نام بنجامین گیلاد روشی سه مرحله ای برای تجزیه و تحلیل نقطه کور ایجاد کرد تا شناسایی را روشمندتر و دقیق تر کند. در زیر سه مرحله بدنام آمده است:

گام اول:

عبرت گرفتن از تاریخ اولین گام برای شناسایی است. تصمیمات استراتژیک قبلی از منظر سازمانی مورد مطالعه قرار گرفته است.

تمامی نکات از جمله زمینه تصمیم، راه حل و استدلال های احتمالی آن، عوامل مسئول و … قبل از تصمیم گیری بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.

این سؤالات مدیریت را به یافتن هر گونه خلأهایی که ممکن است قبلاً از دست داده باشند هدایت می کند و به روشن کردن جنبه های مهمی که قبلاً نادیده گرفته شده اند کمک می کند.

ساختار صنعت پورتر (تحلیل ۵ نیرو) ممکن است توسط کسب و کارها برای کشف عوامل تغییر که تأثیر ساختاری بر پنج نیروی رقابتی دارند استفاده شود.

گام دوم:

یک دیدگاه بیرونی در مورد سازمان گرفته می شود. بررسی می شود که چگونه یک سازمان خود را نشان داده است، چه تصمیماتی گرفته شده است و چه ملاحظاتی مورد استفاده قرار گرفته است، و همچنین با استفاده از اطلاعات عمومی چه فکری در مورد این موضوع داشتند.

افکار عمومی نقش بزرگی در این مرحله ایفا می کند زیرا به سازمان کمک می کند تا دیدگاهی کلی از کسب و کار را از بیرون به دست آورد.

مصاحبه با تصمیم گیرندگان کلیدی درون شرکت، مفروضات سطح بالا، اطلاعات سهامداران، مصاحبه های رسانه ای، حضورها و سخنرانی های عمومی، جلسات تلفنی، و شاید حتی خاطرات مدیر را در نظر بگیرید.

گام سوم:

سپس پیامدهای مرحله اول و مرحله دوم در مرحله نهایی مقایسه می شوند. اگر تناقضی بین این دو اتفاق بیفتد، می‌تواند منجر به یک نقطه کور بالقوه شود و از این رو به مدیریت فرصتی برای تجدید نظر در تصمیم خود و یافتن شکاف می‌دهد.

نتیجه

تحلیل نقطه کور یکی از جالب ترین و کاربردی ترین تئوری هایی است که بسیاری از سازمان ها را از تصمیم گیری نادرست از روی هوس نجات داده است.

در این مقاله، ما آموختیم که تجزیه و تحلیل نقطه کور یک رویکرد سیستماتیک است که هشت علت اصلی نقاط کور را در تصمیم گیری مغرضانه تجزیه و تحلیل می کند و به سازمان ها کمک می کند تا خطاهای انتخاب را کشف کنند و تفکر استراتژیک را در این فرآیند تقویت کنند.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها